باز تب جامعه دارم

دانشگاه پیام نور گیوی

موضوع:        

خلا صه جامعه شناسی شهر

 

 

نگارنده 

سهیلا غلا می شاهسوارلو

استاد راهنما :

سید حمزه خلخالی

 

بهار 90

 

-چکیده                                                                                                           

-تاریخ پیدایش شهر                                                                                            

-شهر قبل از انقلاب صنعتی                                                                                   

-شهری شدن در آغاز انقلاب صنعتی                                                                        

-شهری شدن بعد از انقلاب صنعتی و مشکلات ناشی از آن                                              

-شهرهای صنعتی                                                                                               

-شهر در کشورهای توسعه نیافته                                                                            

-شهرنشینی در ایران                                                                                           

-نظریه های جامعه شناسی شهری                                                                            

-برنامه ریزی شهری                                                                                             

 

چکیده :

اولین شهرها در حدود 5500سال پیش پیدا شدند و قبرستان ها اولین نوع سکونت انسانند.

با پیدا شدن شکارچی برای حفاظت از مردم و بعدها با پیدایی کشمکش میان شکارچی و گروه یکجانشین، شکارچی توانست بر مردم تسلط یابد و باسازماندهی اقتصادی و سیاسی زمینه پیدایی شهر بوجود آمد.

شهرها چه قبل از انقلاب صنعتی و چه در خود انقلاب صنعتی و یا چه بعد از انقلاب صنعتی همواره با مشکلات فراوانی مواجه بودند.

از اشکال شهرهای صنعتی می توان به مادر شهرها که دارای حومه اند، کلان شهرها که دارای راههای هوایی، زمینی و دریایی اند و تکنوشهرها که در آمریکا بوجود آمده اند و حاصل پژوهش های بسیار و محل سکونت افراد مرفه می باشند اشاره کرد.

توسعه ی شهرها در کشوری در حال توسعه مانند ایران، با آن معیار جهانی مطابقت ندارد و شاید     بتوان گفت : تلفیقی است از شهر و روستا.

نظریه پردازان بسیاری همچون مارکس با مطرح کردن بورژوا و کارگر و ماکس وبر و زیمبل شهررا به به عنوان محل عمل عقلایی مورد بررسی قرار دادند و بوم شناسانی همچون رابرت پارک با تشبیه جامعه به ارگانیسم و برگس با نظریه دوایر متحدالمرکز و هومر هویت با نظریه قطاعی و هریس و اولمن با نظریه شهر چند هسته ای و لویس ویرث شهری شدن را به مثابه یک شیوه زندگی مورد تحلیل قرار داد.

هر چه به مشکلات شهری افزوده می شود برنامه ریزی شهری مورد توجه بیشتری قرار می گیرد.

برنامه ریزی شهری دو نوع است : 1-عملی : که توسط دولت و شهرداریها اجرا می شود.

2-برنامه ریزی آینده نگر. که با طرح «باغ شهرهای فردا» ی ابنز هاورد، «شهر وسیع» فرانک لویدرایت و «باغ شهر» لوکور بوزیه ، مورد توجه قرار گرفت.

واژگان کلیدی : شهر، انقلاب شهری، مادر شهر، کلان شهر، تکنوشهر، نظریه دوایر متحدالمرکز، نظریه قطاعی و شهر چند هسته ای، برنامه ریزی شهری.

 

 

تاریخ پیدایش شهر

برای یافتن منشا پیدایش شهر که در حدود 5500 سال پیش آمدند می توان به آثار باستانی و ابزار باقی مانده و انبیه تاریخی رجوع کرد تا به فرهنگ و تصور آنان از زمان و مکان پی برد اولین نوع اسکان بین انسانها سکونتگاههای موقت و مخفیگاه ها یا غارها بوده است و اولین شکل آن ده بود که بعدها هم به صورت شهر شد.

اولین تجربه انسانها از معماری به شکل طبیعی در غارها بوده است و اولین هسته ی شهری در قبرستان ها به دلیل اینکه محل ملاقات قبایل و اقوام و انجام برخی شعایر و مراسم بود شکل گرفت . 

انسان دوره ی کهن سنگی هنوز به طور کامل شهرنشین نشده و مشغول شکار و گردآوری خوراک است و زمین وسیع نیاز دارد شانس و حادثه مهمترین نقش را در زندگیشان بازی می کند.

با کشف کشاورزی و اهلی کردن حیوانات در دوره ی میان سنگی و تمایز نقش زن و مرد با شکار رفتن مرد و کشاورزی و پرورش کودکان توسط زن به گفته ی مانفورد : اولین دهکده توسط زنان با تولید ابزار سبک به وجود آمد.

در این دوره شکارچی دوباره مورد اهمیت قرار گرفت مسئول حفاظت از اهالی روستا شد و نخستین گام در شکل گیری قدرت سیاسی و حکومتی برداشته شد و با کشف فلزات و رو نق کشاورزی دوران پدر سالاری آغاز شد.

اولین شهر در منطقه ای که امروزه فلسطین نام دارد با سکونت شکارچی و همراهانش در یک قلعه شکل گرفت و بعد ها به دلیل داشتن قدرت جسمی و نظامی مبدل به یک قدرت سیاسی شد واتحاد میان دوره ی کهنه سنگی و میان سنگی بوجود آمد

از نظر گوردن چایلد اولین شهر های جهان در کنار بین النهرین و نیل و سند به وجود آمدند.

ویژگی های محلی که او  برای شهر مشخص می کند به صورت زیر است:

1-داشتن افراد متخصص 2-تراکم جمعیت3-داشتن هنرمندان4-پیدایش خط5-شکل گیری علوم ریاضیات و نجوم 6-پرداخت مالیات از کشاورزان به روحانیون 7-شکل گیری دولت 8-ساخته شدن بناهای عظیم و با شکوه 9- تجارت خارجی10- داشتن ساختار طبقاتی

ویژگی های جزئی شهر به صورت زیر است:

1-اولین شهر های باستان دیوار نداشتند 2- در بناهای آنان دژ با قلعه که محل سکونت پادشاهان بود و همچنین ساختمان های عادی برای سکونت مردم وجود داشت 3- حاکمان اولیه مقام روحانی داشتند یعنی قدرت معنوی را در کنار قدرت بدنی داشتند 4- در شهر های پیشین دوگانگی وجود داشت از یک طرف شهر نیازمند محافظت بود در مقابل حملات بیرونی و از طرفی در داخل حکومتی زورگو و سلطه جو به وجود آمده بود 5- در شهر های باستانی حقیر ترین افراد هم احساس بالندگی می کردند 6- زندگی و انرژی انسان در هنر باز تولید می شد 7- در شهر ها تجربیات برای نسل های بعدی اندوخته شده بود 8- اولین شهر های باستان در محدوده جغرافیایی حاصل خیز و از نظر حمل و نقل دارای موقعیت خوب قرار داشت 9- وجدان جمعی حاکم بود و حاکم شهر قدرت اقتصادی و مالکیت خصوصی داشت از نظر مردم نیز مالیات می ستاند و در امور دینی و سیاسی دارای اختیار بود 10- در اولین شهر های جهان نخستین بار قانون نوشته شد تا روابط اجتماعی را تنظیم کند 11- زندگی برگزیدگان شهری نوعی زندگی پارازیتی یعنی تقاضای بیشتر انباشت سرمایه توسط حاکم بود

اشکال ظاهری شهر های باستان به صورت زیر می باشد:

1-هسته ی اصلی شهر های باستان دژ و معبد است 2- بازار در مرکز شهر قرار دارد 3-محل سکونت اعیان نزدیک هسته مرکزی شهر بود 4- وسعت شهر های باستان نسبت به امروز کم است

شهر های قبل از انقلاب صنعتی

شهر یک منطقه جغرافیایی که در آن ساختار سیاسی مدیریتی . نظام تولید٬ توزیع و مبادله ای را پدید آورد که حاصل آن 1- نظام طبقاتی 2- سیستم سیاسی که امکان تسلط یک طبقه را فراهم می کند و سازمان اجتماعی خاصی را بوجود می آورد و حفظ می کند 3- نظامی برای سرمایه گذاری به خصوص در زمینه تکنولوژی و فرهنگ پدید می آورد 4- نظامی برای مبادله با جوامع دیگر

شهر های قبل از انقلاب صنعتی به صورت زیر بودند:

1-روم باستان دارای مدیریتی با قدرت مرکزی 2- شهر های قرون وسطی تغییراتی در ساختار سیاسی و مالیاتی بوجود آوردند یعنی اتحاد مجدد قلعه با سکونتگاهها ٬ تجارت٬ استقلال اقتصادی سیاسی ٬ بوجود آمدن طبقه بورژوا ٬ شکاف بین اشراف و فئودال و نزدیکی بورژوای تجاری به اشراف شکل می گیرد.

تکامل اجتماعی شهر ها در قرون وسطی ٬ تقسیم کار اجتماعی و تکنیکی بوده است یعنی شهر های ما قبل صنعتی بیشتر وابسته به اشراف و پادشاهان٬ موقتی بوده و قشر های مختلفی افزارمندان و صنعت گران در این دوره رشد می کنند.

طبق نظر احمد اشرف ویژگی های تاریخی شهر های ایران ما قبل صنعتی از دوره ساسانی شروع می شود که پایگاه قدرت٬ مدیریتی و اردوگاه نظامی است او اماکن دینی و بازار را هم در شهر ها مهم می داند از دید او عناصر اصلی شهر کهن دژ ٬ مسجد و بازار است و نهاد های اصلی شهر را هم در شهر را هم سیاست٬ اقتصاد و نظارت اجتماعی می داند.

از دید احمد اشرف تفاوت شهر قرون وسطی در اروپا با ایران این است که در اروپا ارتشی متشکل از شهروندان داشت و هر کدام مسلح بودند و از خود دفاع می کردند ولی در ایران ارتش در اختیار قدرت مرکزی بود در نتیجه شهر به تنهایی فاقد قدرت نظامی بود و فرماندهی ارتش در اختیار پادشاه بود هر وقت می خواست اعمال قدرت می کرد.

شهری شدن در آغاز انقلاب صنعتی

انقلاب صنعتی باعث از بین رفتن ساخت اجتماعی روستایی و مهاجرت جمعیت به مناطق شهری و تبدیل روستائیان به نیروی کار مورد نیاز انقلاب صنعتی و اقتصاد کوچک صنعتی تبدیل شد جریانهایی که در همه ابعاد شهر از جمله شکل فضائی و روابط اجتماعی تاثیر دارد رشد جمعیت شهری با مهاجرت روستائیان به شهر و رشد تجارت است

ویژگی های شهری شدن در قرن 18 و 19 به شرح زیر است :

1-هر طبقه اجتماعی با لباس مخصوص خود شناخته می شود 2- میدان های شهر محل ملاقات اهالی شهر بود 3- پدیده ای به نام عامه در شهر پدیدار بود 4- رشد اقتصاد و رونق بازرگانی 5- بعد از اواخر قرن 18 انقلاب صنعتی تغییراتی بوجود آورد از جمله 1- رشد طبقه بورژوا شهری 2- مهاجرت از شهر به روستا 3- حرفه ها و مشاغل قدیمی کارکرد خود را از دست دادند 4- جمعیت افزایش می یابد و با رسیدن به قرن 19 به سوی توده وار حرکت می کند 5- زندگی خصوصی و عمومی جدا گشت و کودکان که از قرن 18 با بزرگسالان بازی یکسانی داشتند در قرن 19 از بزرگسالان جدا شدند.

با انقلاب صنعتی مغازه ها و فروشگاهها با نظام های بروکراتیک ایجاد گشتند و تولید انبوه بعد از انقلاب صنعتی شکل بازار را تغییر داد و وسایل حمل و نقل نیز برای جابجائی این وسایل انبوه به وجود آمد و همچنین تبلیغات و شی سروری حاکم گشت دیگر لباس از معیار تشخیصی طبقه بیرون آمد و مشکلی در لباس پوشیدن پدید آمد و اشیاء و پدیده های اجتماعی با تبلیغات رسانه ای شد و خانواده محافظی در مقابل جهان اجتماعی ناشناخته برای زنان و کودکان شد و از نظم بیرون هم تاثیر می پذیرفت و خانواده از شکل گسترده به هسته ای تبدیل شد که پارسونز و سورکین آن را انطباق با جامعه ی صنعتی می داند

سنت خانواده هسته ای را بازاری برای مقاومت در مقابل تحولات صنعتی اکولوژیک و اقتصادی می داند. با رسیدن به قرن 20 جهان سرمایه داری رشد پیدا می کند و تجربیات انسانی غیر شخصی می شود و پیچیدگی اجتماعی غیر قابل کنترل و خانواده تبدیل به مکانی صمیمی می گردد سنت٬ برای جامعه صمیمی دو اصل را بیان می کند1- خود شیفتگی است که تلاش افراد برای رضامند خویش به موانعی بر می خورد و تمام اتفاقات بیرونی به داخل خانه صمیمی کشیده می شود پس آمار طلاق بالا می رود 2.گرایش به اجتماع ویرانگر است که وقتی افراد درجامعه به آنچه می خواهند نمی رسند به گرایشات غیر عقلانی مثل نژادپرستی روی می آورند .

شهری شدن بعد ازانقلاب صنعتی ومشکلات ناشی از آن

تحولات فرهنگ شهری تحت تآثیرسه عامل 1.مهاجرت 2.صنعتی شدن 3.رشد سرمایه داری است

و مشکلات زندگی شهری هم ناشی از این سه عامل است.کارخانه یکی از ایدئولوژی مسلط فردگرایی وسودمندگراست اقتصاد خصوصی حمایت می شود و دولت دارای سیاست عدم مداخله است.جریان صنعتی شدن نامساعدترین محیط شهری را برای بشر به وجود آورده بود.

اولین کارخانه ها در کنار آب،برای استفاده ازآن جهت ذخیره بخار وخنک کردن ماشین وتخلیه مواد

اضافی به آب بود.شهرقرن19 به مانند زاغه بزرگ بود وجود مهاجرین بسیار و زباله ها در خیابان باعث بیماری های واگیردار مرگ آور که عمرشهریان را کم می کرد گرچه در پایان این قرن باتوجه به بهداشت وعلم وبه وجود آمدن حومه ها،کشف برق،رادیو،تلویزیون،حمل نقل...وضع کمی بهتر شد.

از خصایص شهرهای مدرن :

1.تحول ازنطام افزارمندی به تولید کارخانه ای وافزایش ساعات کار      2.مهاجرت به شهرها

3.داشتن کارخانه وراه آهن       4.پیدایش حومه ها      5.پیدایش خطوط بزرگ راه وایجاد پارکینگ

6.جدایی فضای مسکونی طبقات مختلف از هم    7.تغییر شکل فضای شهرها بارفتن افراد مرفه به حومه ها و باقی ماندن طبقات پایین در درون شهرها

شهرهای صنعتی

دلایل توسعه ما درشهرهای مدرن از دید بلومقعلو : 1.رشد جمعیت   2.مهاجرت به شهرها  3.پیشرفت تکنولوژی     4.پیدایش حمل نقل و سریع     5.تبدیل مرکزشهر به محل کار    6.حرکت جمعیت به حومه ها.

توسعه ما در شهرها به دو طریق موثر بوده :

 1.عامل کارکردی مثل مواد خام،منابع،تکامل تکنولوژی از قبیل انرژی هسته ای الکترونیک و برق و شیمی باعث تشکیل کسری فضای شهرها شد   2.صنعت ساختمان سازی که باعث شکل گیری ما در شهرها گردید به ویژه در ساختمان سازی ،مدیریت منابع و مبادله نقش اساسی داشته است 3.علاوه بر تکنولوژی نیروی تولید و روابط اجتماعی ،یعنی ما درشهرها رابطه نزدیکی با نظام پیشرفته داشتند.

درنظام سرمایه گذاری تمرکز انحصاری سرمایه شرکت های بزرگ تبلیغاتی ،تبلیغات رسانه ای به طور کلی باعث کاهش اهمیت خانواده هسته ای وتسلط فردگرایی فضای ما شهر ها رابه وجود آورده

4.شکل گیری و افزایش قدرت سیاسی و تکنوکراسی باعث از بین رفتن ویژه گی های محلی شد.

5.شکل گیری شیوه ی جدیدی از تنظیم روابط اقتصادی،اجتماعی و سیاسی است.

روابط ما درشهرها با اطراف از چند طریق ممکن است:

1.حرکت از مرکز به بیرون «محل کار»     2.از طریق وسایل ارتباط جمعی    3.روزنامه ومجله های

ما در شهرها به اطراف می آید. مناطق اطراف وابسته به خود شهر «مادرشهر»است مانند انسان .

کلان شهر اولین بار کاتمن این اصطلاح را در آمریکای شمالی برای کاربرد به شهرهای مانند کالیفرنیا، واشینگتن و... که خطوط زمینی و هوایی وآبی این شهر ها را به هم مرتبط می کند که جدیدترین شیوه سکونت قرن 20می باشد دراین شهرها تمایز میان شهر و روستا از بین رفته حومه ها شدند و مشخص کردن اینکه دریک حومه شهر اقهار کدام مادر شهر است دشوار می باشد.

پرودنسف درمورد مادرشهر می نویسد :

1)شهرهای بزرگ نسبت به شهرهای کوچک بیشترین کارایی رادارد

2)مخارج شهرهای کوچک وهمچنین مدیریت انها نسبت شهرهای بزرگ کمتراست

پیچیدنسف معتقد است:شهر به عنوان فضای جدا از روستا از بین خواهد رفت و مناطق براساس تخصص ها و جدایی کار کردها بود که محصول شهر روستا یاسنتزی از شهر و روستاست .به نظر می رسد توسعه سرمایه داری و پیشرفت تکنولوژیک شیوه زندگی شهر را به وجود می آورد کشورهای توسعه نیافته ما در شهرها رشد می کنند و روستاها متأثر از شهرهاست.

اصلاح تکنوشهر را فیشمن بکار می برد که درآن روابط چهره به چهره وجود ندارد و یک واحد اجتماعی واقتصادیست که مادر شهر وابسته است و چند هسته ای و در 70 مایلی یکدیگر کنده اند.

تکنوشهرها با مادرشهرها رابطه غیرمستقیم ولی با خود رابطه مستقیم دارند و به وسیله بزرگراهها و

کمربندیها مشخص می شوند که همه نقاط شهر بدون عبور از مرکز به یکدیگر متصلند وشهرهای

قدیمی در تکنوشهرها جنبه حاشیه ای دارند.

کستلز به سه ساخت اقتصادی،سیاسی و ایدولوژی در فضای قرن 20 می پردازد و ویژگی مادرشهرها

را چنین بیان می کند 1ـتمرکز فعالیت های اقتصادی در مجتمع مادرشهرها  2ـ تخصصی شدن فضا   3ـ تفکیک زمین ها 4ـ محکوم شدن جمعیت براساس محل سکونت 5ـ تحرک جغرافیایی براساس نیاز اقتصادی . او به زندگی شکل مادری می دهد .

و نکته دوم که بیان می کند درمورد بحران اقتصادی قرن 20 است آن رابطه جدید و تاریخی میان فضا و جامعه می داند که یکی از عوامل آن تکنولوژی جدید وانقلاب در ارتباطات و اطلاعات است که روابط اجتماعی را به جریان کانال های الکترونیک مبدل کرده و فضای شهری ناپدید شده و بی معنی شده است. و به نکته دیگری که می پردازد می گوید مادرشهرها به فضای بیگانگی جمعی مبدل شده و روابط انسانی گمنامی است وافراد از طریق شبکه ها باهم ارتباط دارند.دو شرکت فراملیتی را قدرتمندترین در جهان می داند که روی دولتها اثر گذاشته و تسلط دولتها را کاهش داده است از طریق شبکه های اطلاعاتی مدیران متخصص در کشورها کنترل می شوند که منبع جدید قدرت دولتهای جدید است و حتی اقتصاد بین المللی نیز بی مکان شده و از طریق شبکه های اینترنتی انجام می گیرد. ولی انسان تسلیم تسلط این بی مکانی وبی قدرتی نهادها نمی شوند بلکه درپی هویت فرهنگی خودند اما کستلز می گوید:این جریان غیر قابل تغییرند و باید از طریق استقدای سیاسی و فرهنگی تغییر داده شود.

در سطح اقتصادی،شهرها و منطقه ها باید نقش خود را در اقتصاد ایفا کند و نیروی کار نیز از نقش خود در فضای جریانها آگاهی داشته باشند و درسطح سیاسی،دولتهای محلی نقش خود در کنترل مکانها در فضای جریانی حفظ کند و حافظ منابع مدنی باشد و همچنین جانشین خوبی برای دولتهای محلی و بروکراتیزه شدن پیدا کنند. 

شهر در کشورهای توسعه نیافته      

شهرنشینی در کشورهای صنعتی درقرن 18 با انقلاب صنعتی آغاز شد که با ایجاد مشاغلی در شهر

روستاییان را به سوی خود کشاند.ولی در کشورهای توسعه نیافته شهری شدن بدون انقلاب صنعتی

با سرعت انجام گرفت.بنابراین مشکلات زیادی در این کشورها به وجود آمد از جمله ؛الف ـ رشد جمعیت بود که در کشورهای توسعه نیافته بیشتر از اروپاست که باعث از بین رفتن شیوه تولید سنتی شده زیرا جوابگوی نیازهای افراد نبوده و وجود وسایل ارتباط جمعی با تبلیغ ارزش های جمعی مهاجرت به شهر را بیشتر کرده و باعث افزایش جمعیت شده 

ب ـ توسعه نابرابر شهرها در کشورهای جهان سوم:یعنی یک شهر مانع توسعه شهر دیگر شده است روستا وشهر از نظر رفاهی دچار شکاف بزرگی است.کاستلز می گوید به جای گفتن توسعه نیافته باید بگوییم وضعیت تسلط استثماری یا اقتصاد منحرف شده.

کستلز مراحلی را برای تسلط در نظر می گیرد: 1ـ تسلط استعماری که هدفش مدیریت موادخام و تحکیم قدرت سیاسی است 2ـ تسلط سرمایه داری تجاری که هدفش خریدن مواد خام ارزان قیمت و فروش کالاهای گران قیمت است 3ـ تسلط صنعتی مالی امپریالیستی ،که هدفش به دست آوردن سود های کلان از طریق منابع مالی تجاری است.

ج ـ بحران اقتصادی در کشورهای توسعه نیافته ؛ این امر بدلیل عبور از کشورهای سنتی وکشورهای  

صنعتی وپیشرفت پزشکی که کاهش مرگ ومیر و افزایش جمعیت شده است که اقتصاد صنعتی پاسخ گویش نیست.

د)در اروپا پایه گذاران شهرها بورورژواها بودندکه عامل انقلاب صنعتی شدند اما درکشور های توسعه نیافته به دلیل عدم پیشرفت تکنولوژی و وجود حکومت های دیکتاتوری بورژوازی رشد نیافت .

باتومور فشر تحصیل کرده ومتخصصین تکنوکراسها راعامل صنعتی می داند که در کشور های توسعه نایافته به چهار دلیل شکل نگرفت .

1-شکاف میان توده های شهر بامتخصصین

2-شهری شدن سریع

3-هجوم روستاییان به شهر

4-وابستگی به کشورهای اروپایی

ه)مشکل دیگرکشورهای جهان سوم زاغه نشینی بودکه به خاطر ازبین رفتن سنتی روستاها به شهرها روی می آوردند که عامل اصلی مشکلات شدند .مشکل اساسی این گروه این است که به صنعت ساختمان سازی مشغول می شوند ودر صورت رکود به دست فروشی و فالگیری مشغول می شدند .

پیتر لوید معتقد است که زاغه نشینی را باید با دید مهاجرین نگریست که مهاجرین آن را خانه های امید خود می دانند.

شهرنشینی در ایران

از دید چارچوب تئوری کستلز به سه نکته در مورد وضعیت شهرنشینی درایران به عنوان یک کشور توسعه نایافته باید توجه کرد:  

آ)تحلیل اجتماعی تاریخی شهرهای ایران قبل از مدرنیزه شدن وشهرنشینی جدید .شهری شدن در ایران متأثر ازنفوذ سرمایه داری غربیست که جامعه ایران را از نظر اقتصادی،تکنولوژیک و اجتماعی دگرگون می سازد .شهرهای ایران قبل از مدرنیزه شدن مکان قدرت سیاسی بود و در محیط شهری مکان معاشرت و گفتگو و فعالیت سیاسی وجود نداشت به گفته پروند پیران ((ایستادن در معابر ارازل و اوباشی بود که از مضرات اجتماعی چندانی برخوردار نبودند ))

اهالی شهر برای تجمع ازشهر خارج می شدند و به دشت و دمن و گاهی به گورستانها روی می آوردند. تمایل داشتن حکومت به کنترل ،جامعه زندگی به دوبخش سیاسی حکومتی وخصوصی تقسیم شد .مکان های گرد هم آیی شهروندان بسیار کم بود ه از جمله ی آن قهوه خانه رامی توان نام برد که برای گذراندن اوقات فراغت و گرد هم آیی و برگزاری آیین ها و شعار دینی بوده و امکان جنبش مردمی هم کم بوده است و بازار و اصناف هم تحت سلطه ی حکومت مرکزی بوده در واقع قدرت انحصار ی بوده است شهرها مرکز تجاری ،فاقد قدرت سیاسی مستقل که توانایی   تبدیل به بورژوازی غربی نبوده

ب)تحلیل ساخت جامعه یا جوامعی که در ایران تعدد داشته اند مثل کمپانی هند شرقی انگلیس در زمان صفویه و قاجاریه و آلمان در زمان قاجاریه و پهلوی و آمریکا پهلوی .

ج)تحلیل نوع  تسلط و اعمال نفوذ اقتصادی سیاسی ،فرهنگی در ایران با دگرکونی ساختار طبقاتی سنتی و ظهور صنایع جدید که افراد از طرق گوناگونی به ثروت کلان می رسیدند .این ثروت با تصمیم گیری دولت رابطه ی معناداری داشت یعنی دولت با مصادره ی اموال آنان را به طبقه ی پایین می کشیدند رشد شهر نشینی در ایران با حکومت پهلوی همزمان بوده و مدرنیزاسیون در ایران بار شد دیوان سالار ی جدید دولتی و در شهر های مختلف ،تا تأسیس ادارات گوناگون ،ایجاد کارخانه  ها و راهها و خیابانها و افزایش سریع حمل و نقل شهری آغاز شد .

ازجمله مشکلاتی که با شهرنشینی در ایران به وجود آمد :

1-رشد جمعیت با افزایش مهاجرت

2-توسعه نابرابر شهرها

3-خدمات شهری فقط متمرکز در تهران شد

توسعه  شهری در ایران حاصل از افزایش  تسلط  غرب و نفوذ اقتصادی ،سیاسی و فرهنگی  است

هسته ی اصلی شهر در تهران کاخ گلستان،کهن دژ میدان ارگ ،مسجد و بازار و محلات  اطراف آن است باانفجار جمعیت برخی محلات تبدیل به زاغه شدند و وجود مهاجران شناورشهری و غیر شهری باعث افزایش مشکل بیکاری شد

نظریه های جامعه شناسی شهری :

مارکس و انگلس:

شهری شدن را گاهی جدید در جهت انقلاب می دانند زیرا شهر محل تمرکز عظیم کارگزاران  وپیدایش روابط اجتماعی است. مارکس فقر در جامع قرن 19رامورد برسی قرارداد او معتقد است که با پیدایش شهرها پیوند های سنتی اجتماعی روستایی ازبین می رود یعنی شهری شدن انسان را از فضای بسته ی روستایی نجات می دهد وپدیده ی کمونیسم در شه به وقوع می پیوندد وانسان در سیستم تولیدی شهر بافروش نیروی کارش به از خودبیگانگی دچار می شود پس آزادی تحقق نمی یابد ودر پی آزادی می گردند

مارکسیست های نو  (میلز، مارکوزه، فروم)

شهرهای نو را ابزار تسلط سرمایه داری امپریالیسم جهانی به حساب می آورد که باعث نابودی  شخصیت فردی و مانعی در راه پیوند های مستحکم اجتماعی می باشد و محیطی برای بی تفاوتی    و بیگانگی است.کستلز می گوید ; فرهنگ شهرهای بزرگ مسلط بر شهرهای کوچک است در واقع ما در شهرهای معاصر مکان بیگانگی جمعی است.

ماکس وبر:

در کتابش تحت عنوان شهر نمونه آرمانی شهر را با متغیرهایی چون بزرگی ,بعد اقتصادی , بازار تولید و مصرف , کشاورزی,مفهوم سیاست و مدیریت قلعه یا دیوار اردوگاه نظامی مطرح کرده است.

از دیدگاه وبر یک شهر به مفهوم کاملش در اروپا ظاهر می شود شهرهای خاورمیانه به شکل ناقص اند.  یک شهر باید خصوصیات زیر را داشته باشد :

1.تسلط نسبی تجاری بازرگانی  2.قلعه  3.بازار 4.دربار و قانون نسبتا مستقل 5.نوعی سازمان و تشکیلات مربوط به آن  6.استقلال نسبی و خود فرمایی یعنی: مدیر توسط مردم انتخاب شود

در واقع وبر شهر رامحل معاشرت شهروندانی که دارای حقوق خاص هیئتهایی متشکل از شهروندانی است که در امورسیاسی شهر دخالت دارند در واقع او مفهوم جامعه مدنی را مطرح می کند. با بررسی خود در چین و هند به این نتیجه می رسد که شهر دست حکومت و تجار از استقلال کافی برخوردار نیست و روستاییان وارد شده بر شهر رابطه خود را با قبیله همچنان دارند و مالکیت هم به صورت خانوادگی و قبیله است.

از دید وبر موانعی در راه رشد شهرهای آسیایی بوده ازجمله آن:

1.وجود نظام های کاستی و دینی و قبیله ای یعنی وجود تضادها و اختلافات قبیله ای.

2.گرایشات درون گروهی مانع از رشد نظام برده داری در شهر یا مفهوم شهروند.

3.ساکن بودن اشراف زمین دار در شهرها باعث پیوند میان شهر و روستا.

4.تمامی امور در اختیار پادشاه و دیوان سالاری بود.

زیمبل:

او با انتخاب یک پدیده به برسی آن می پردازد دارای چهار قضیه در تمام تطبیق هایش است

1.شکل: انسان به محتوا های بی شکل باتجربه ی زندگیش شکل می دهد.

2.عمل مقابل: هر عملی از طریق کنش مقابل با پدیده دیگر به وجود می آید.

3.فاصله: تفاوت شکل ها در جهان اجتماعی مربوط به فاصله ایست که با فرد دارد.

4.دوگانگی: تضاد و تفاوت میان بخش های گوناگون جهان.

او با طرح وضعیت روانی انسان در جامعه قرن روحیه ی کلی انسان مدرن و چگونگی توسعه فردیت و خلاقیت و چگونگی مواجه شدن با جامعه صنعتی و تکنولوژی می پردازد.

مشکل انسان ابتدایی را غلبه بر طبیعت و مشکل انسان مدرن را تضاد او با محصولات فرهنگی خود ساخته اش می داند وشهر را کانون اقتصاد پولی می داند که تمام تفاوت ها با آن سنجیده میشود روابط شهر مدرن از دید زیمبل در شبکه ای از چارچوب زمان شکل می گیرد.

شهرها عامل بلا یا عامل دلزدگی یابی تفاوتی اند در عین حال باعث شکوفایی استعدادهانیز می شوند در شهرها انسانها با نزدیکی جسمانی جمعیت متراکم و کمبود فضا فاصله ی ذهنی بیشتری دارند که باعث  می شود فرد احساس تنهایی و رهایی کند این نوع آزادی از دید زیمبل  بزرگ شهرها را کانون جهان وطنی می سازد و رشد فرهنگ هم شکل و فردیت نوعی دوگانگی در شهرها را پدید می آورد.

 

بوم شناسی : مکتب شیکاکو

رابرت پارک

پایه گذار بوم شناسی ودر مقاله اش جامعه شهری را به ارگانیسم تشبیه  کرده ومحیط طبیعی رایک واحد پیوسته که برطبق نیروهای متعادل کننده حرکت می کنند. بوم شناسی ازمفاهیمی مانند تسلط ،هجوم و استقرار ،هم زیستی برای توضیح نظریه ی خود استفاده می کنند پارک سازمان اجتماعی رابه دوبخش فرهنگی وزیستی تقسیم می کند که سطح زیستی زیربنای فرهنگی است .قانون حاکم در سطح زیست رقابت است ودر سطح فرهنگی سنت واخلاق.

ومسئله ی دیگری که بوم شناسی مطرح می کند .تمرکز گرایی و تمرکز زدایی و جدایی است در ابتدا شهر جمعیت را جذب می کند بعدا مدتی قشر مرفع حومه ها را ترک می کنند و نوعی جدایی بین حومه  و مرکز با ایجاد طبقات متفاوت به وجود می آید .

نظریه های بافت داخلی شهر ها

آ)نظریه ی دوای متحدالمرکز برگس

برگس شهر های مدرن را دارای الگوی دوایر می داند که دارای منازق مختلفی ازجمله :

1)منطقه ی تجاری مرکزی

2)مناطقی که بعدها مبدل به ویرانه ومحل سکونت مهاجرین وکج رفتاران می گردد

3)سکونت کاه کارگران

4)سکونتگاههای طبقات متوسط

5)منطقه ی حومه ای .محل سکونت طبقات مرفه  و خانه های ویلایی

نظریه ی قطاعی

هومر هویت در این باره می گوید :بخش های گران قسمت به قسمت های بیرون قطاع می ورزد ومناطق اعیان نشین ویران می شود .

مناطق  صنعتی در اطراف درها,رودخانه ها و خطوط راه آهن واقع می شوند در واقع از دید هویت

«شهرشبیه یک ستاره ایست که شعاعهای آن در امتداد خطوط حمل ونقل شغل می گیرد.

نظریه شهر چند هسته ای

یعنی شهردارای چند هسته وهر هسته مشغول به یک فعالیت تخصصی که هریس و اولمن آن را مطرح کردند.نظریات پارک به دلیل تحلیل های بوم شناختی مورد انتقاد قرار گرفت وهمچنین نظریه برگس که فقط الگوی شیکاکوییست درمورد تمامی جهان مصداق ندارد. با این انتقادات نظریات بوم شناختی از سطح کلان متمایل برخورد شد و به انحرافات اجتماعی پرداخت.

لویس ویرث : شهری شدن به مثابه یک شیوه زندگی

او نیز مانند پارک دانش را حاصل تجربه ی مستقیم می دانست در واقع بزرگی جامعه .

سست شدن پیوندها،محدود شدن روابط باعث تقویت رقابت ضرورت حضور و نظارت رسمی

است دراین زمان کنش های متقابل ابزاری می شود و عقلانیت در جامعه ی شهری پدید می آید

و همچنین آنومی افزایش می یابد و تراکم جمعیت و نیاز به تخصصی شدن و تمایز یافتن بیشتر پیچیدگی ساخت اجتماعی وتناقض ها افزایش پیدا می کند. با تراکم زیاد ناهمگونی، قشربندی پیچیده و پدیده ی جهان وطنی را به وجود می آورد در این نوع جامعه تولیدات استاندارد  و همشکل  و دیدگاهها و نگرش ها توسط رسانه های جمعی مشابه می شود.

تفاوت وتشابه نظریات زیمبل با ویرث                           

تفاوت زیمبل با ویرث  دراین است که زیمبل از خصایص اجتماعی استفاده می کند ولی ویرث از خصایص بوم شناختی .

تشابه آنها در این است که هر دو به یک نتیجه می رسند اینکه شهر محیط عقلانی و محاسبه گرایانه در مقابل محیط عاطفی خود را به روستایی است  آزادی های شهری باعث خلاقیت و پرورش اندیشه می شود .

برنامه ریزی شهری 

گرچه برنامه ریزی شهری برای زندگی شهری از آغاز ساختن شهرها بوده است ولی به شکل مدرن آن به قرن 19وانقلاب صنعتی باز می گردد.

برنامه ریزی شهری به دو شکل وجود دارد :  

1.علمی که مجریان آن دولت و شهرداری ها هستند.

2-آینده نگر که باطرح باغ شهر فردای ابندها وارد و باغ لوکوز بوزیه و شهر وسیع فرانک لویدرایت به وجود آمد.

نگرش این معماران جنبه ی ایده الی دارد وطرحهای آنان یک انقلاب شهری را پیشنهاد می کند که نهاد های  اجتماعی ،محیط شهری به کلی دگر گون می شود

بعد از انقلاب صنعتی که شهر ها بسیار نامطلوب شده و صنعت به روابط انسانی و زندگی اجتماعی حکومت می کند این معماران قصد کنترل صنعت و تکنولوژی و بکارگیری آن به طرق عمومی را دارند هاوارد باطرح باغ شهر فردا می خواست یک محیط مستقل از نظر تفکر سیاسی و اجتماعی ایجاد کند و نوعی مالکیت جمعی یا دولتی را پیشنهاد ولوید باطرح باغ  شهر برنامه ریزی شهری را به طور گسترده تری مطرح ساخت .از جمله عوامل مورد توجه قیمت زمین ،پول و سود بود که هر ساله در حال افراطی به سرمایه داری تبدیل می شود.

از نظر رایت شهر موجود قابل اصلاح نیست باید محیط جدیدی خلق شود تا با تکنولوژی جدید مطابقت کند که دارای معماری دموکراتیک باشد او در نظر دارد در این طرح قیمت زمین وقدرت پول و سود را کاهش دهد.در واقع او در طرح خود همه ی جوامع را تبدیل به یک شهر  می کند .

طرح شهری لوکوز بوزیه به نام باغ شهر نمایشگر پذیرش روحیه ی علمی این قرن است او تمام قید و بندها را رها کرده تا شهری متمرکز و مرتفع بسازد و در تلاش بود بین محیط و انسان تعادلی به وجود آورد. اوهمچنین به اتلاف وقت در ترافیک ها توجه داشت که یک باغ شهر عمومی را برنامه ریزی کرد تا ترافیک در آن ایجاد نشود

 

و خلاصه اینکه  ....

 

با شهری شدن جوامع گرچه انتظار می رفت بر راحتی ها افزوده شود و انسان در مکانی آرمانی طعم زندگی را بچشد ولی هر چه جامعه رو به تکامل می رود بر پیچیدگی آن افزوده می شود و همراه خود مشکلات بسیاری را بوجود می آورد که نیاز به برنامه ریزی است تا بتوان در میان چرخ دنده های صنعت همگام قدم برداشت.

 

منبع :

 

ممتاز، فریده، (1389، جامعه شناسی شهر، تهران، نشر شرکت سهامی انتشار.

 


برچسب‌ها: جامعه شناسی شهری
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 15:25  توسط سهیلا غلامی شاهسوارلو  |